سفارش تبلیغ
صبا ویژن

حرف هایی از زبان منطق و احساس

دست نوشته های سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی و داستانی من

هر وقت همسرت با تو قهر بود !


میتوانی دلخوش کنی به سلام هایی که جوابشان واجب است !


این هم یکی دیگر از راه های آشتی !


میبینی خدا چقدر مهربان است ؟!

 




[ چهارشنبه 92/10/25 ] [ 6:2 عصر ] [ پوریا ]

نظر

دیگر دارم از خجالت آب میشوم !


بین این خوش به حالت هاییکه زائرینت نثارم میکنند !


وقتی میفهمند که همسایه ات هستم !


نمیطلبی دیگر آقا ؟!


دلم یک قطره آرامش حرم میخواهد !


پوریا نوشت : فکر میکنم حسابش از ماه گذشت توفیق نداشتن یک همسایه نالایق نزدیک به امام رضا (ع)


عکس : پوریا ... فکر میکنم شب عاشورا بود .. ! صحن انقلاب ! edited by pooriya



[ چهارشنبه 92/10/25 ] [ 6:1 عصر ] [ پوریا ]

نظر

برخی از آدم ها اینقدر خوب میشوند


که تا اوج پرواز میکنند !


و برخی اینقدر بد میشوند


که تا عمق دریای تباهی فرو میروند !


حواست باشد که همیشه پایین رفتن از پله ها آسان تر از بالا رفتنش است !


خدا کند در چرخ فلک جزء راحت طلبان نباشیم .. !




[ چهارشنبه 92/10/25 ] [ 5:59 عصر ] [ پوریا ]

نظر

حرم امسال بود ..


شب عاشورا ..


در راه حرم اقامون امام رضا ( ع)


تقریبا" همه داشتند عکس و فیلم میگرفتند !


طبل ها با نظمی دلنشین کوفته میشد

 

مداح علی اصغر میخواند !


فضا در آن هوای سرد, کودکانه آسمانی بود ..


شاید بگویی چه معنا دارد این نوشته، هم اکنون !


و من میگویم : دل است دیگر ..
دست خودم نیست کجا میرود .. !


پوریا نوشت :
عکس : محرم امسال ..شب عاشورا .. در راه حرم ولی نعمتمان امام رضا ( ع) edited by pooriya -



[ چهارشنبه 92/10/25 ] [ 5:58 عصر ] [ پوریا ]

نظر

وقتی انقلاب اسلامی شد ..
خیلی ها گفتند زمان شاه اوضاعمان خیلی خوب بود !
ملت خوشی زد زیر دلشان !
ملت جو گیر شدند گفتند انقلاب کنیم !
و به گمانم ان افراد فراموش کردند
هشت سال دفاع مقدس
ایران با که ها جنگید !
فراموش کردند در یک میدان مین .. از چندین کشور مین یافت میشد ؟!

فراموش کردند


با چه ذوق و شوقی سربند ها را به نیت شهادت میبستند !

فراموش کردند که زیر اسلحه های دوشیکا چند نفر به خاک و خون کشیده میشدند !

و نفر بعدی و بعدی مقابل دوشیکا صف ارایی میکردند !

 دوست  دارم برای یاداوری خاطره ای تعریف، کنم .  البته نقل مضمون !
اسلحه دوشیکا اسلحه ایست بسیار بسیار قوی .. !
شدت قدرت این اسلحه به طوری است که کسی که پشت این اسلحه می ایستد ..  از گوش هایش خون می آید !


وقتی  فرد عراقی را که پشت دوشیکا نشسته بود  , به طور زخمی داشتند  میاوردند جزء اسرا
سوالی پرسید  ....که نیروهای شما  ضد گلوله اند ؟!
 بچه های عملیات دلیل سوال را پرسیدند !
و پاسخ داد من ارپیچی زن را دیدم ! دوشیکا را به سمتش گرفتم و شلیک کردم !  مطمئن شدم او را زدم ! وقتی که دوباره دوشیکا را به ان سمت هدف گرفتم باز دیدم که همان جا ایستاده است ! بار دیگر شلیک کردم !  این ابر دیگر اطمینان کامل یافتم او را زدم !اما باز هم در موقعی دیگر که دوباره به آن سمت هدف گرفتم ! ارپیچی زن آن جا بود ! و شلیک کرد ! و دوشیکا منحدم شد !
بچه های عملیات نمیدانم شاید بغض کردند و گفتند !
ان ها یه نفر نبودند وقتی نفر اول را زدی بلافاصله نفر دوم هدف گرفت ولی باز هم او را زدی اما دیگر سومین ارپیچی زن توانست  دوشیکا را منحدم کند !



باور کنید  انصاف نیست به همین کسانی که جشن انقلاب را بر پا کردند بگوییم جو گیر !
همین هایی که انقلاب کردند  رفتند و از همین انقلابشان دفاع کردند !
ان هم مقابل بزرگترین نیروهای استکبار با دست خالی .. !
زمانی که فتنه 88 رخ داد ,  که میگفتند انقلاب  را هدف گرفته ! و میفرمودند نه  غزه نه لبنان جانم فدای ایران
من لبخند میزدم و میگفتم ! جان فدا کردن بهر ایران کار همان هایی بود که میگفتند هم غزه هم لبنان  جانم فدای ایران !
مدعیانی که با لگد یک فرد در خانه میروند ! بهتر است از جان فدایی لاف نزنند !
آن ها دوشیکا چه میدانستند چیست ؟!
آن ها جانبازی چه میدانستند چیست ؟!
آن ها از توپ و ترکش و گلوله چه میدانستند ! ان ها فقط لاف میزدند !

من به آن ها میگویم افرادی که  جو گیر  شده بودند  نه  انقلابیون , نه رزمندگان و نه شهدای 8 سال دفاع مقدس .. !



[ چهارشنبه 92/10/25 ] [ 12:23 عصر ] [ پوریا ]

نظر

<< مطالب جدیدتر :: مطالب قدیمی‌تر >>

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه