سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

حرف هایی از زبان منطق و احساس

دست نوشته های سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی و داستانی من

پسران منتظر عاشق شدن دختر های کم سن و سال می ماندند.
و دختر ها منتظر خواستگار های بزرگتر از خود بودند.
مادران پسران، در حال انتخاب دختر های خوشگل برای پسر های زشتشان
و پدران دختران، در حال پیدا کردن شوهرهای پولدار برای دخترانشان.
عروس های قبلی تر سعی در زودتر بچه دار شدن داشتند تا از گزند زبان مادر شوهر دور بمانند.
و عروس های جدیدتر سعی در لوندی کردن تا از عروس های قبلی در چشم مادر شوهر پیشی بگیرند.
هر کسی مشغول کاری بود، مشغول رقابتی، مشغول وفق دادن خودش با شرایط تا کسی حرفی نزند، قضاوتی نکند.
هیچ کس اما فریاد نکشید که
کدام قانون، با وقاحت تمام، جلوی ما را گرفته است تا آدم های خوشحالی باشیم که دوست داشتیم؟!

فریاد

 

 



[ دوشنبه 98/5/7 ] [ 10:44 عصر ] [ پوریا ]

نظر

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه