سفارش تبلیغ
صبا

حرف هایی از زبان منطق و احساس

دست نوشته های سیاسی ، اجتماعی و داستانی من

بگذار از اینجا شروع کنم 

دوست دارم زنده بمانم  اما ...

نمیتوانم به قلبم بگویم همیشه درست و با همین صدای همیشگی بتپد .

نمیتوانم به بدنم دستور بدهم که از همین لحظه متوقف شود و  جوان بماند . 

نمیتوانم به کلیه هایم بگویم حق ندارند  سنگ ساز شوند و دردسر ساز .

نمیتوانم به غذاهایی که عاشقانه دوستشان میدارم ، بگویم لطفا ضرر نداشته باشید .

من و هیچ کس در این دنیا نمیتواند مرا  از مرگ نجات دهد .

ولی شاید بتوان مرگ را تجربه کرد و  دور زد و زنده ماند .

مثلا میتوانی آتش نشان باشی ؛ بروی درون آتش ، آوار بر سرت خراب شود 

و آن هایی که اهل شنفتن اند تو را از زیر آوار داغ پلاسکو بشنوند که فریاد میزنی :

"من زنده نیستم اما زنده خواهم ماند ."

 



[ سه شنبه 95/11/5 ] [ 10:47 عصر ] [ پوریا ]

نظر

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه